تبلیغات چهارشنبه 11 مهر 1386 - 09:10 ق.ظ
نماز عشق را عمری به چشمت اقتدا كردم
تـمـام لـحـظه هـا نـام تـو را تـنها صدا كـردم
تو ماوا ی منی ، بی تو دلم دنیای دلتنگی است
بـبـین خود را چه مستـانه در آغوشت رها كردم
چه سرگردان و غمگینم مرا دریاب اهورائی
كـه با یـاد تو عمری زخمـهـایـم را دوا كـردم
همیشه مثل دریاها وسیع و مهربان بودی
اگـر كردی وفـا كردی اگر كردم جـفـا كردم
به فرمان نگاه تو در این هنگامه وحشت
تـمـام زنـدگانـی را پـر از رنگ خـدا كردم
چه امروزی ، چه فردائی ، كه می داند چه خواهد شد
هـمــان بـهتــر كـه هستـی را بـه دسـت او رهـا كـردم
نوشته شده در چهار شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۸۵ و 00:36 توسط ح س ن
--